X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1389 در ساعت 03:15 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : حسین

عنوان : جا مانده از قبل


حول ساعت 5 بود که بیدار شدم.یعنی خواب که نبودم.از روتخت پاشدم.بدجوری سر درد داشتم.تمام پروفنامو تا ته غورت داده بود.باید یه دوش میگرفتم.خوب گرفتم.یکم سرحال تر شدم.یه زنگ به فرشاد زدم.دو تا بوق خورد پشیمون شدم.حس هیچ کس نبود.دست کردم تو کمدم.با لباسام ور رفتم.یه ست پارچه ای شیک که کمتر میپوشیدمش.انتخاب خوبی بود واسه اونشب...با کفشای رنگ عسلی(تو توضیح رنگ بندی اشتباهی شد!قهوه ای توصیف بهتره ایه) که خیلی باهاشون حال میکردم.کلی شاخ بودن واسه خودشون.بیرون هوا بدجوری دم داشت.تو کوچه بودم به سمت تالار که گوشیم تو جیبم لرزید...اولش شماره رو نشناحتم.آخه شماره شو صبحی رو صندلی بانک پاک کرده بودم.دیگه تموم شده بود به خدا.مونده بودم دودل.جواب ندادم.ردم نکردم.گذاشتم اینقدر بوق بزنه تا جر بخوره.نشستم تو تاکسی.آدرس تالار و گیر آوردم.....{}