X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1389 در ساعت 06:29 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : حسین

عنوان : ما که رفتیم،می رویم


بهترین لباسامو پوشیدم.یه عطر تند که بوش دهن آدمو سرویس میکرد.سر و صورتمو با بهترین ژیلت ها زدم.افتر شیو خنک پشتش/یه کراوات مارک دار مشکی رنگ با طرح پر طاووس روش.جای اون عینک احمقانه لنزمو گذاشتم.عادت نداشتم بهش.کفشای رنگ عسلم که کلی باحاشون حال میکردم.خودش ازم خواسته بود برم.به صرف .../ 

نزدیکای تالار بودم که که حالم به هم خورد.شام نخورده بودم.رفتم سراغ یه دکه.دو پاکت سیگار گرفتم.نشستم یه گوشه کنار دیوار.پشت هم کام میگرفتم تا اون هوای لعنتی هوای من و بگیره.هوای بوی خوش سیگارمو با عطر تندمو.نای تو رفتن نداشتم.هواسم به نوشته های در و دیوار خیابون بود که گوشیم زنگ خورد.اولش شماره رو نشناختم.اخه صبحی وقتی تو صف نون بودم بی هوا پاکش کرده بودم.گذاشتم به حال خودش گوشیم و.ماشین عروس ی گوشه داشت بهم میخندید.پاشدم برم که دیدم دست تو دست یه آقایی سوار ماشین گل گلی شد.اخرین باری بود که شاید ببینمش.آخه میخوام از این شهر برم.برم به یه جای لعنتی و ساکت که رو نقشه سر کلاس جغرافی نشه پیداش کرد.یجا که آمار طلاق و ازدواجشو تو اخبار هی نگن.یجا که کسی کشفش نکرده باشه.یجا که اخبار هواشناسی نداشته باشه.یجا رو همین کره خاکی.زیر خاک...