X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 9 آبان‌ماه سال 1389 در ساعت 06:23 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : حسین

عنوان : بی مقز


داشت با خودکار رو کاغذ ور میرفت.منم داشتم نیگاش میکردم.هر از گاهی سرشو میاورد بالا.یه نگا مینداخت ببینه حواسم بهش هست یا نه.با چشم بهش اشاره میدادم نکن!نرو رو اعصابم.چشماشو مینداخت بالا که اره،یعنی نه.هر وقت لج میکنه همین طوریه.لوس میشه واسه من.خودکارو ازش گرفتم کفتم چته؟چی میخواستی بگی بعد از این همه وقت اومدی سراغم.زد زیر بغضش،کارتی که رو میز بود داد دستم.گفت:میخواستم خودم بهت برسونم.حتما بیا. 

 

یه کارت عروسی خوشگل.همرا با شام و شیرینی...

 

+well come to hotel california